فردریک شوپن (1810-1849) در قرن نوزدهم زندگی می کرد اما با این وجود از سنت و روشهای فراگیری موسیقی همچون بتهوون (1770-1827)، هایدن (1732-1809)، موتسارت (1756- 1791) و کلمنتی (1752-1832) بهره برده برد و حتی در آموزش موسیقی به شاگردان خود از روشهای کلمنتی استفاده نمود و در تربیت شاگردان نوازندگی پیانو تاثیر بسیاری از هومل (Hummel 1778-1837 آهنگساز و نوازنده چیره دست پیانو اهل اتریش که در دوران گذر کلاسیک به رمانتیک می زیست) برد.شوپن،نگاهیبهموسیقی- I
هنگامی که یک نوازنده پیانو شروع به اجرای کارهای شوپن می نماید و یا هنگامی که یک علاقمند به موسیقی شروع به گوش دادن به کارهاش شوپن میکند، بدون شک پس از مدتی به این نکته می رسد که با پیانو می توان بزرگترین طیف وسیع احساسی را در موسیقی بوجود آورد.
بعنوان مثال تمرین و نواختن اتودهای شوپن تنها کمکی برای کسب مهارت انگشتان در نوازندگی نیست، بلکه مهمتر از آن، اتودهای شوپن به هنرآموز اجازه می دهد تا بتواند روش استفاده از حداکثر توانایی های ساز خود در تولید اصوات احساسی موسیقی را بیاموزد.
Walts #14
یکی از شاگردان شوپن بنام فردریک مولر (Friederike Muller) در باره نحوه نوازندگی او در یادداشتهای روزانه خود می نویسد:
"نوازندگی او همواره زیبا و با شکوه بود و موسیقی اش بصورت یک آواز با کلام با مخاطب صحبت می کرد، چه هنگامی که آرام (Piano) می نواخت و چه در حالتی که با شدت و قدرت (Forte) به اجرای پیانو می پرداخت."
"هنگام آموزش مفاهیم و روشهای نوازندگی پیانو مانند نحوه اجرای لگاتو (Legato) یا کاناتابیله (Cantabile) و ... بسیار جدی بود و عذاب زیادی را در آموزش دقیق آنها به هنرجو تحمل می کرد. چیزی که او را بسیار آزار می داد آن بود که هنرجو نتواند به هنگام اجرا، نت های موسیقی را آنگونه که باید به یکدیگر متصل کند."
"او به نحوه اجرا روباتو (Rubato) و ریتارداندو (Ritardando) ها بسیار حساس بود و برایش خطا در اجرای آنها به هیچ وجه قابل قبول نبود. به هیچ وجه نمی توانست بپذیرد که هنرجو در ریتارداندو زیاده روی کند یا در جایی که نباید موسیقی را روباتو اجرا کند."
Mazurka #2
بلوغ هنری در آثار شوپن را می توان از سال 1831 به بعد مشاهده کرد هنگامی که او اتود شماره ده خود در Gb ماژور را تهیه کرد. در این اتود احساسات دراماتیک، خیالپردازیها و ساخت فرمهای جدید رمانتیک به مرحله شاخص و متفاوتی از کارهای گذشته او رسیده بود. در این هنگام شوپن به توانایی های خاصی در بیان احساس در نوازندگی پیانو دست پیدا کرده بود و توانایی این را داشت که با سازهای جدیدتر و مدرن تر آن زمان رنگ آمیزی زیبایی را توسط پیانو خلق نماید. در واقع او توانست با ساخت قطعات بسیار زیبای پیانو، شخصیت پیانو را تبدیل به سازی نماید که توانایی بیان لطیف ترین احساسات و خشن ترین حوادث را یکجا دارد.
شوپن را می توان استاد ساخت ملودی از دو جنبه دانست. اول به دلیل توانایی در خلق ملودی های روان و ساده و دوم توانایی آرایش و زینت ملودی ها به بدیع ترین - و شاید پیچیده ترین - روش ممکن. در این ارتباط نباید فراموش کرد که شوپن در موسیقی نوآوری های بسیاری در هارمونی از خود نشان داده و با زیرکی، بسیاری از هارمونی هایی که آهنگسازان جرات استفاده از آنها را نداشتند به بهترین شکل مورد استفاده قرار داداه است.
Nocturne #9
تغییراتی که شوپن در نحوه استفاده از هارمونی در آهنگسازی اعمال کرد، جایگاه تنالیته - و آکوردهای وابسته - را در موسیقی تغییر داد و قوانین جدیدی را برای وصل آکوردها به همراه خود آورد. روشهای مدولاسیون ناگهانی، تغییر گامها، استفاده از گامهای جدید محلی و از همه مهمتر استفاده از فاصله های دیسونانس بدعت هایی بود که کمتر آهنگسازی توانایی ارائه آنها را در آن زمان داشت.
شوپن، نگاهی به موسیقی - IIاز مهمترین شاخصه های موسیقی شوپن می توان به فضای کلی حاکم بر تمامی کارهای او اشاره کرد که ریشه در فرهنگ ملی لهستان دارد. این موضوع به وضوح در پولنزها و مازورکاهای او برجسته شده است.
فانتزی اپوس 13، روندو آ لا کراکویاک (Rondo à la Krakowiak) اپوس 14، موومانهای آخر دو پیانو کنسرت و ... از دیگر کارهای شوپن هستند که بوضوح بیانگر تاثیر موسیقی محلی لهستان بر کارهای این نابغه آهنگسازی هستند.
نفوذ فرهنگ لهستان در کارهای شوپن از جمله عوامل مهمی بود که به عنوان الگو برای دیگر آهنگسازان هم عصر خود به شمار آمد؛ بگونه ای که تقریباً تمامی آهنگسازان رمانتیک در بسیاری از کارهای خود از فرهنگ ملی خود در خلق موسیقی استفاده کردند. نتیجه این امر در نیمه دوم قرن نوزدهم تدریس موسیقی ملی در بسیاری از مدارس کشورهای اروپایی بود.
همانطور که گفتیم مازورکاهای شوپن نمادی از فرهنگ ملی مردم لهستان است. این مازورکاها بر اساس ترانه های محلی و رقصهای مازور، کوجاویاک و اوبرک (Mazur, Kujawiak & Oberek) تهیه شده اند. مازورکاها بطور قطع برگرفته از ترانه های روستایی است که مردم در زمان زندگی آهنگساز آنها را زمزمه می کردند. نکته جالب این است که شوپن در بسیاری از موارد قسمتهایی از این ترانه ها را در گامهای محلی به رشته تحریر در آورده است، اما با این وجود می توان تنالیته های ماژور و مینور - کلاسیک - را در آنها تشخیص داد.
هنگامی که شوپن غرق در تهیه مازوکاهای خود بود در 25 دسامبر سال 1831 در نامه ای به یکی از دوستان خود می نویسد :
"می دانی که چقدر برای من مهم است که بتوانم فرهنگ ملی کشورمان را در کارهایم بیان کنم و الان فکر می کنم به این مهم دست پیدا کرده ام."
او همچنین در همین سالها هنگامی که مازورکای شماره 7 خود - اپوس 7 شماره سه - در فا مینور را تهیه می کرد در نامه ای به خانواده خود نوشت :
"پیانوی من این روزها جز مازورکا توانایی اجرای فرم دیگری را ندارد."
سادگی، کوتاهی و غالب عموماً یکسان مازورکاها همگی ریشه در ترانه های ساده محلی لهستان دارند. با وجود آنکه تک تک مازورکاهای شوپن از ملودی های بسیار غنی بهره می برند، او برای حفظ سادگی ترانه های محلی هرگز سعی نکرد آنها را بسط داده به عنوان کارهای بزرگ برای پیانو در آورد.
نوکتورن های نرم و آرام با اپیزد های میانی - اغلب - سرکش و خشن که آشکارا با قسمت های ابتدایی و انتهایی آنها در تضاد ریتمیک قرار دارند، به وضوح حاکی از حاکم شدن تفکر روشنفکری در مقایسه با کارهای ابتدایی سراسر احساسی آهنگساز دارد.
در واقع علت اینکه در بسیار از تحلیل ها به بروز نوع دگرگونی و انقلاب در نحوه خلق آثار موسیقی در شوپن توجه خاصی نمی شود را باید در نوع موسیقی او جویا شد. پیش از او موسیقیدانان کلاسیک قوانین حکومت کننده بر هارمونی و ملودی، فرمها و ژانرهایی را تهیه کرده بودند که نه تنها شوپن بلکه همه آهنگسازان رمانتیک - شاید به دلیل جبر هنری - نا خواسته از آنها استفاده می کردند.
شوپن از جمله معدود آهنگسازانی بود که در دهه آخر زندگی رشته های وابستگی به قوانین موسیقی کلاسیک را رها نموده و در کارهای خود دگرگونی ایجاد کرد. این تغییرات در نحوه ساخت موسیقی باعث نشد که ویژگی احساسی و رمانتیک قطعات خدشه دار شوند بلکه با رها کردن خود از قیود موسیقی کلاسیک، کیفیت و سرعت بلوغ و خلق موسیقی در کارهای او به یکباره افزایش پیدا کرد.
منبع : گفتگوی هارمونیک
راجع به سبک موسیقی شوپن
ملودی هایی که مانند امواج آب بالا و پایین میرند و گه گاه با هم تصادمی هم دارند، آکوردهای پیچیده و در مواردی حتی ناشناخته که با تاخیری مثب یا منفی نسبت به ملودی برای خود حرکت میکنند، کادانسهای قافلگیرانه در مواقعی که اصلا" انتظار آنها نمی رود، ظرافت های بدیعی که در هر قطعه برای تزئیین ملودی ها بکار برده شده و .... همه و همه را از هیچ کس غیر از Chopin نمی توان انتظار داشت.
شاید تعجب کنید اگه بدانید که مهمترین آهنگسازی که در کارهای شوپن اثر مستقیم گذاشته است کسی نبوده جز باخ (Bach) و اینکه شوپن 24 پرلود خود را بر اساس 48 پرلود و فوگ باخ نوشته است.همچنین به عقیده تحلیلگران موسیقی اتود های شوپن تاثیر گرفته از انواسیون های باخ هستند.
ظاهر قضیه آن است که شوپن توانایی زیادی در کارهای ارکسترال نداشته و گواه این موضوع جز دو پیانو کنسرت ارکسترال او بیش نیست.
نوآوری در هارمونی موسیقی شوپن بصورت کاملا" مشخصی دیده میشود، ملودیهای شوپن بصورت بی انتهایی هریک زیبایی خاص خود را دارند. او توانایی خاصی در نوشتن آکورد های شکسته و باز با نت های پدال کشیده داشت. آکوردهایی که مکمل و همراهی کننده احساسات بیان شده توسط ملودی هستند.
کارهای شوپن برخلاف سایر موسیقیدانهای هم دوره خود اغلب سه قسمتی هستند که در پایان قسمت سوم به قسمت اول برمیگردند که در لابلای آنها اغلب مدولاسیون هایی هم انجام میگیرد.
هارمونی شوپن مملو از آکوردهای حل نشده است، کاری که امروزه موسیقدانهای Jazz به کررات از آن استفاده میکنند.
سبک چیدمان ملودی و هارمونی در موسیقی شوپن آنقدر زیبا و دلنشین است که در کارهای موسیقیدان های بعدی او مثل لیست، واگنر، دبوسی، آلبنیز، چایکفسگی و حتی راخمانینف هم دیده می شود.
تفاوت عمده کارهای شوپن با دیگر پیروان او کوتاهی نسبی کارهای اوست. کارهای او را می توان در فرم های اصلی زیر طبقه بندی کرد :
Prelude, Etude, Waltz, Impromptu, Nocturne, Scherzo, Mazurka, Polonaise, Ballade و Sonat و ...
نسیم عصر با لطافت و نرمی درخت ها را نوازش میدهد،
درختها در حال رقصیدن، نسیم را در آغوش خود میگیرند،
اما من و تو همچنان سرگردانیم و افسوس میخوریم که کجا هستیم،
شنهای ساحل بوسه دریا را با لطافت و نرمی می پذیرند،
و من نمی توانم بپذیرم که قلب ما چقدر میتواند خسته باشه ...
آهنگ ساز قطعه زیبای Tenderly شخصی است بنام Jack Lawrence متولد 1912 در نیویورک که کارهای بسیار خوب Jazz دارد.
قطعه Tenderly را خیلی از موسیقیدانهای Jazz بصورت solo یا vocal اجرا کرده اند.
شاید شوپن جزو معدود آهنگسازانی است که می توان بدون احساس کوچکترین یکنواختی و خستگی ساعت ها از موسیقی او لذت برد. بدون شک یکی از مهمترین دلایل آن زیبایی ناشی از لطفات موسیقی و صدای دلنشین تنهای پیانو می باشد.تصمیم بزرگ برای شوپن
راجع به او بارها و بارها صحبت کردیم اما امروز می خواهیم داستان دیگری از زندگی شاعر بزرگ پیانو برای شما نقل کنیم.
شوپن حدود 40 سال عمر کرد و در این مدت، زندگی او افت و خیزهای بسیار داشت. 25 ساله بود که به دلایل بسیاری افسردگی بر او غالب شده بود و بتدریج در حال از دست دادن سلامت خود بود، یکی از این دلایل مقایسه خود با لیست بود. شوپن نوازندگی لطیف و ملایم خود که غالبا" در سالن های کوچک انجام می شد را با نحوه نواختن پیانو توسط فرانتس لیست که محکم و به قولی رعد آسا و آنهم در سالن های بزرگ بود مقایسه می کرد. او همواره احساسات می کرد کار او در مقابل لیست بسیار ناچیز و پیش پا افتاده می باشد. به قسمت اول یکی کارهای او گوش کنید :
Nocturne in G Minor , #1
بخصوص که در همان زمان کنسرت خیریه ای با شرکت شوپن و لیست برگزار شد و با کمال تاسف مشاهده کرد که تشویق حاضرین برای کارهای اجرا شده توسط لیست به مراتب بیشتر بود تا او. پس از این کنسرت شوپن خطاب به لیست گفت که :
"خوب می دانم که استعداد نوازندگی، بخصوص کنسرت دادن ندارم. من با مشاهد جمعیت وحشت می کنم و گویی توسط سکوت حاصل از نفس های در سینه حبس شده مردم در حال خفه شدن هستم. هنگامی که به چشمان مردم نگاه می کنم، حالت کنجکاوانه آنها عضلات مرا شل و غیر قابل کنترل می کند و متاسفانه خود را می بازم. اما شما انگار برای اینکار خلق شده اید، توانایی غلبه بر این احساسات را دارید و بدون ترس و لرز بسادگی مقابل صدها نفر نوازندگی می کنید".
بدون شک شوپن این سخنان را با ناراحتی و توام با کینه بیان کرده است چرا که او معتقد بود لیست غالبا" از زیبایی چهره و قامت خود سوء استفاده کرده و موسیقی یا نوازندگی خود را بر مردم تحمیل می کند. در هر صورت آنچه مسلم است آن که شوپن از این تاریخ به بعد کمتر در حضور جمع به نواختن پیانو پرداخت و جز در میان دوستان، آشنایان و البته اشراف بعنوان یک نوازنده و ساحر پیانو شناخته نمی شد. خوب یا بد این تصمیم شوپن که نتیجه آن منحصر می شد به تعریف و تمجید دوستان و اشراف از او، توانست تا حد زیادی زخم حاصل از ناتوانی او در اجرای کنسرت های بزرگ را التیام بخشد.
_Nocturne in G Minor , #2
به قولی بزرگترین تفاوت شوپن و لیست در آن بود که لیست احساسات خود را بصورت کاملا" مردانه در موسیقی و نوازندگی بروز می داد حال آنکه شوپن چه در نوازندگی و چه در ساخت موسیقی احساسات خود را کاملا" لطیف و ظریف - به نوعی زنانه - ابراز می داشت.
تعجب نکنید، اگر پی گیر کارهای شوپن باشید حتما" این قطعه از کارهای او را شنیده اید. می خواهیم قدری راجع به این قطعه صحبت کنیم اما قبل از آن به اجرای نسخه پیانویی آن گوش کنید :مارش مراسم تشییع جنازه
Funeral March
تقریبا" در اغلب مواقع حال روحی و جسمی شوپن مناسب نبود و همواره یا مشکل جسمی داشت و یا از درد عشق دچار افسردگی بود، بقول بسیاری از نزدیکان "او در تمام عمر در حال مردن بود". در یکی از این مقاطع که وضعیت او در حالت بحرانی قرار داشت دوستان شوپن سعی کردند تا با ترتیب دادن یک میهمانی غافلگیرانه کمی او را به زندگی امیدوار تر کنند. لذا در منزل یکی از دوستان یک میهمانی کوچک ترتیب دادند و به او نگفتند که در این میهمانی تعداد زیادی از دوستان او دعوت می باشند.
مدت زیادی از آغاز میهمانی گذشت اما هنوز شوپن حاضر نشده بود، دوستان شام را هم خوردند و هنوز خبری از شوپن نبود. پس از شام محیط منزل تاریک شده بود و تنها با نور چند شمعدان، دوستان مشغول صحبت کردن بودند که زنگ درب به صدا در می آید و شوپن وارد سالن می شود.
همه ساکت شدند و یکی از حاضرین با پای خود شروع به کوبیدن به زمین کرد، ناگهان بجز شوپن همه شروع به خندیدن کردند. در همین لحظات بود که بدون اینکه کسی متوجه شود صدای پیانو در سالن شنیده شد. او در هنگامی که دیگران درحال خنده بودند به کنار پیانو رفته بود و روی صندلی آن نشسته بود.
موسیقی که در فضای سالن شنیده می شد یک موسیقی عادی نبود، با وجو آنکه ثانیه هایی بیش از تولد این موسیقی نمی گذشت اضطراب و نگرانی در دل همه حاضرین حاکم شده بود. همه دوستان در حالی که نفسشان در سینه حبس شده بودند و در انتظار اتفاق ناگواری بودند در حال گوش دادن به این موسیقی بودند.
پس از چند دقیقه نواختن پیانو، شوپن به علت ضعف بیش از حد نتوانست پشت ساز دوام بیاورد و به همین علت به روی زمین افتاد. دوستان به کمک او آمدند و وی را تا منزل بدرقه کردند.
بعدها این ملودی زیبا در یکی از سونات های شوپن استفاده شد و برای اولین بار نیز هنگام به خاکسپاری این موسیقیدان بزرگ نواخته شد.
از زیباترین نوکتورنهای شوپن می توان به نوکتورن شماره 11 در اپوس 37 شماره یک اشاره کرد. موسیقی ملایمی که با دو تم کاملاً مشخص و مجزا در بخشهای A و B خود نوعی احساس سوگواری، پشیمانی و ناراحتی را القاء می کند.شوپن ، نوکتورن شماره 11
تکرار و بسط
تم اصلی در قسمت A به دفعات تکرار می شود، دراین قسمت ملودی تنها با یک نت اجرا می شود در حالی که در قسمت B ملودی بصورت بلوکهای آکورد و به حالت کر اجرا می گردد. ملودی در قسمت A حول و حوش درجه پنجم گام یعنی نت D حرکت می کند حال آنکه در قسمت B ملودی حول و حوش نت Eb. (در واقع منظور این است که آغاز و پایان جملات به این نتها ختم می شوند.)
نسخه pdf نوکتورن شماره 11 در این قسمت قابل دسترسی است. حال به قسمتهای اول بخشهای A و B توجه کنید.
ابتدای قسمت A
ابتدای قسمت B
اگر به دقت موسیقی را گوش دهیم و یا به نت آن توجه کنید متوجه تکرار جملات در قسمت های A و 'A خواهیم شد. فرم جملات در قسمت A بصورت a-b-a-b-a نوشته شده است در حالی که قسمت 'A بصورت a-b-a تهیه شده است. بنابر این مشاهده می کنید که تم اصلی در سل مینور پنج بار تکرار شده است.
حرکت حول و حوش درجات پنج وشش
همانطور که دیدیم نوکتورن در سل مینور نوشته شده است و قسمت A در این تنالیته تنظیم شده و برای قسمت پل از تنالیته Eb ماژور - یعنی درجه ششم گام قسمت A - استفاده شده است. اگر به دیگر کارهای شوپن نگاهی بیندازیم متوجه می شویم که او در بسیاری دیگر از کارهای خود از چنین جهشی برای مدولاسیون استفاده کرده است.
نکته قابل توجه در همراهی های نوشته شده برای قسمت A استفاده از درجات V و VI در بخشهای مختلف همراهی و ملودی است. استفاده از این درجات ذهن شنونده را از ابتدا برای پذیرش مدولاسیون - به درجه شش - آماده می کند. به نمونه هایی از این موارد که در میزانهای یک و هفت رخ داده است در شکل زیر دقت کنید.
در واقع اگر کمی دقیق تر به موسیقی توجه کنیم خواهیم دید که چگونه در قسمت A ، نتهای ر و می بمل (D-Eb) در بخش مختلف حرکت می کنند و پس از عبور از نتهای میانی به یکدیگر می رسند.
حرکت هارمونیک یا ملودیک حول و حوش درجات پنج و شش آشکارا در میان بسیاری از آهنگسازان رمانتیک به بعد - حتی شوئنبرگ - مورد استفاده قرار گرفته است.
قطعه کامل نوکتورن شماره 11 (حجم فایل معادل سه مگابایت)
منبع : گفتگوی هارمونیک
هنگامی که پروفسور جزری زورالو (Jerzy Zurawlew 1887-1980)، معلم، پیانیست و آهنگساز برجسته لهستانی در سال 1927 اولین دوره مسابقات نوازندگی پیانو را در تالار فیلارمونیک ورشو برگزار کرد، هرگز نمی دانست روزی این مسابقات بعنوان یکی از معتبرترین رقابت های نوازندگی پیانو در دنیا مطرح شود.مسابقات بین المللی نوازندگی پیانو شوپن ، قسمت اول
The Frederick Chopin International Piano Competition از قدیمی ترین مسابقات نوع خود در جهان است که جذابیت خاصی برای طرفداران موسیقی و نوازندگان پیانو دارد. این مسابقات بیش از هفتاد سال است که برگزار می شود و در طول این مدت تغییرات و پیشرفت های بسیاری را در زمینه برگزاری شاهد بوده، بگونه ای که امروزه برای خود سنت و آداب خاصی دارد.
اولین مسابقه در روزهای 23 تا 30 ژانویه سال 1927 در ورشو برگزار شد که طی آن یک نوازنده از روسیه به مقام اول رسید و نوازندگانی از کشور میزبان مقام های دوم و سوم را از آن خود کردند. جالب آنکه نفر سوم دختر جوانی بنام Róza Etkin-Moszkowska بود.
مدیران برگزار کننده این مسابقات در ابتدا فاصله زمانی پنج سال یکبار را برای برگزاری تعیین کردند به همین علت متعاقب آن در سالهای 1932 و 1937 دوره های دوم و سوم این مسابقات برگزار شد. در این دو دوره حضور نمایندگان کشورهای غرب اروپای مانند فرانسه، انگلیس و آلمان نیز چمشگیر بود هرچند رتبه های اول تا سوم همواره توسط نوازندگان روس و لهستان کسب می شد.
جنگ جهانی مانع از اجرای به موقع دور چهارم این مسابقات شد، اما در سال 1949 اولین دوره مسابقات پس از جنگ برگزار شد. تالار کنسرت رومی (Roma) که محل موقت فیلارمونیک ورشو پس از جنگ بود، پذیرای بهترین پیانیست های زمان خود بود. 1949 مصادف بود با یکصدمین سالگرد مرگ آهنگساز بزرگ پیانو، فردریک شوپن و به همین دلیل این مسابقات با حال و هوای دیگری اجرا شد.
احتمالآ دلیل اصلی آن بروز جنگ جهانی بود که باعث شد در این دوره رده های اول تا سوم توسط نوازندگان زن روس و لهستان تصاحب شوند.
به دلیل مشکلات تالار فیلارمونیک ورشو - پس از جنگ - که محل رسمی اجرای این مسابقات محسوب می شد، دور بعدی این مسابقات به شش سال بعد موکول شد. در سال 1955 (دور پنجم)، دیگر کشور کمونیستی یعنی چین توانست نماینده ای در میان سه نفر اول داشته باشد. در این سال نوازندگانی از لهستان، روسیه و چین مقامهای اول تا سوم را کسب کردند. فرانسه به مقام چهارم دست پیدا کرد و نوازنده ای از کشور ژاپن به مقام دهم رسید، مابقی رده ها بین نوازندگان روس و لهستان تقسیم شد.
پس از بازسازی تالار فیلارمونیک ورشور، از سال 1955 تا کنون، این مسابقات بدون وقفه هر پنج سال یکبار اجار شده است.
تغییر زمان برگزاری
تا مدتها (1965) این مسابقات در زمستان و در مقطعی که به روز تولد فردریک شوپن یعنی 22 فوریه نزدیک باشد برگزار می شد. اما سردی هوا و مشکلاتی که زمستان و نیز آغاز سال نو مسیحی به همراه داشت باعث شد تا تصمیم بر آن گرفته شود که بجای ژانویه یا فوریه، مسابقات در ماه اکتبر - مصادف با زمان مرگ شوپن - برگزار شوند.
هزینه برگزاری
سه مسابقه اول - قبل از جنگ - با هزینه انجمن موسیقی ورشو (Warsaw Music Society) که بعدها به مدرسه موسیقی فردریک شوپن تبدیل شد و جمعی دیگر از علاقمندان به موسیقی در بخش خصوصی برگزار گشت.
مسابقات سری چهارم که مصادف بود با یکصدمین سال درگذشت شوپن، هزینه اجرا با کمیته برگزار کننده این مراسم بود. از آنجایی که شوپن جزو هنرمندان نابغه لهستان محسوب می شود، کلیه هزینه این مراسم از طرف دولت پرداخت شد.
اما از سال 1960 انجمن فردریک شوپن (The Frederick Chopin Society in Warsaw) که از سال 1899 تاسیس شده بود، رسمآ مسئولیت تقبل هزینه های برگزاری این مسابقات را پذیرفت. این انجمن معتبر جهانی با داشتن ارتباطات بین المللی بسادگی توانایی جذب کمک های مالی را داشته و نیز اطلاع رسانی کافی در رابطه با رخ دادهای موسیقی مربوطه را انجام می دهد.
در حال حاضر برگزاری مسابقات بین المللی پیانو فردریک شوپن یکی از مهمترین وظایفی است که انجمن فردریک شوپن آنرا بعهده دارد.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)